خوارزمشاهیان، واپسین دولت ایرانی پیش از یورش مغول، در اصل از غلامان ترکتبار دربار غزنوی و سلجوقی بودند که در ازای خدمات خود حکومت خوارزم را به دست آوردند و بهتدریج به قدرتی مستقل و نیرومند در شرق ایران و آسیای مرکزی بدل شدند. با وجود برخورداری از سپاهی بزرگ، این دولت نتوانست در برابر موج تهاجم مغول مقاومت مؤثری نشان دهد و فروپاشی آن سرآغاز یکی از تاریکترین و فاجعهبارترین دورههای تاریخ ایران شد. پس از ضعف سلجوقیان، خوارزمشاهیان قلمرو خود را از ماوراءالنهر تا خراسان و عراق گسترش دادند.
در این زمان، جنگهای صلیبی در شام و فلسطین ادامه داشت. با قدرتگیری صلاحالدین ایوبی در شام و مصر، بیتالمقدس از دست صلیبیان آزاد شد و همین رویداد آغازگر جنگ صلیبی سوم بود؛ جنگی که چهرههایی چون ریچارد شیردل، پادشاه انگلستان، و فیلیپ دوم فرانسه در آن نقشآفرینی کردند. خلافت عباسی در بغداد رو به ضعف نهاده بود و عملاً حکومتهای محلی قدرت بیشتری به دست میآوردند.
اروپا در میانه قرون وسطی بود. پادشاهیهای فرانسه و انگلستان در حال قدرتگیری بودند و جنگهای صلیبی، تحت رهبری پاپها، همچنان ادامه داشت. همزمان، امپراتوری مقدس روم گرفتار کشمکشهای سیاسی با کلیسای کاتولیک بود. در شرق اروپا، امپراتوری بیزانس در سراشیبی ضعف قرار داشت و سقوط قسطنطنیه به دست صلیبیان در ۱۲۰۴ میلادی ضربهای سخت به اقتدار آن وارد کرد.
در شبهقاره، سلطنت دهلی جایگاه قدرتمندی یافته بود، اما مرزهای شمالغربیاش بارها از سوی مغولان تهدید میشد. در چین، دودمان سونگ در اوج فرهنگی و اقتصادی خود قرار داشت؛ با این حال، مغولان در استپهای آسیای مرکزی رو به گسترش بودند و آینده چین را نیز تهدید میکردند.
در این دوران، اسلام در ایران و آسیای میانه ریشهای استوار یافته بود؛ در اروپا، مسیحیت محور ساختار اجتماعی و سیاسی به شمار میرفت؛ و در چین، اندیشههای کنفوسیوسی و آیین بودایی نقش اصلی در سامان فرهنگی جامعه داشتند.
سرنگونی خلافت فاطمی بهدست صلاحالدین ایوبی
در سال ۱۱۷۱ میلادی،صلاح الدین بهعنوان وزیر مصر، آخرین ضربه را به خلافت فاطمی وارد کرد؛ اما نه با یک جنگ ناگهانی، بلکه با یک فرایند تدریجی و حسابشده.او طی چند سال، ساختار قدرت فاطمیان را از درون تضعیف کرد:فرماندهان و مقامات را با افراد وفادار به خود جایگزین نمود، نهادهای مذهبی شیعه فاطمی را محدود کرد و بهتدریج مذهب سنی را در مصر تقویت نمود. مهمترین اقدام نمادین او، تغییر خطبههای نماز جمعه بود—جایی که نام خلیفه فاطمی حذف و به جای آن نام خلیفه عباسی خوانده شد؛ اقدامی که در آن زمان بهمعنای پایان مشروعیت یک خلافت بود.
با مرگ العدید در همان سال، صلاحالدین عمداً جانشینی تعیین نکرد و بدین ترتیب، خلافت فاطمی پس از بیش از دو قرن، بدون جنگی بزرگ، بهطور کامل منحل شد.
این رخداد نهتنها مصر را از یک خلافت رقیب خارج کرد، بلکه زمینه را برای شکلگیری دولت ایوبیان و اتحاد سیاسی–مذهبی جهان سنی در برابر صلیبیها فراهم ساخت.
سومین جنگ صلیبی به مدت ۳ سال و پیروزی صلاح الدین ایوبی بر اروپاییان
این جنگ بین ریچارد شیردل (انگلستان) ، فیلیپ دوم (فرانسه ) و فردریک بارباروسا (آلمان) در برابر صلاحالدین ایوبی، سلطان مصر و شام روی داد علت این جنگ سقوط اورشلیم به دست صلاحالدین در سال گذشته بود و سرانجام هم اورشلیم در دست مسلمانان باقی ماند هر چند صلیبیان توانستند شهرهای یافا و عکا را از مسلمانان باز پس بگیرند.
آغاز کشورگشایی چنگیز خان مغول
چنگیزخان برای تثبیت قدرت داخلی و آمادهسازی ارتش برای کشورگشایی توانست قبایل پراکنده مغول در مغولستان را با استفاده از تاکتیکهای نظامی، سیاستهای ازدواج و اتحادهای استراتژیک را با هم متحد کند .حملات اولیه او به قبیله تاتار (یکی از دشمنان اصلی مغولها) و مناطق مرزی ثروتمند امپراتوری چین در شمال چین انجام شد
این حملات، که اغلب به صورت غارت و تجاوز به مرزهای جین بود، آغازگر گسترش قلمرو او به خارج از مغولستان شد.
چهارمین جنگ صلیبی و حمله صلیبی های اروپایی به قسطنطنیه پایتخت بیزانس به مدت ۲ سال
جنگ صلیبی چهارم قرار بود برای بازپسگیری اورشلیم از مسلمانان باشد، اما مسیر آن بهشکل عجیبی منحرف شد و بهجای آن، پایتخت مسیحیت شرقی یعنی قسطنطنیه (پایتخت بیزانس) مورد حمله قرار گرفت. شاهزادهای تبعیدی از بیزانس به صلیبیها وعده پول و اتحاد داد اگر او را به تاج و تخت بازگردانند. صلیبیها وسوسه شدند و بهجای اورشلیم، بهسمت قسطنطنیه رفتند. در سال ۱۲۰۴ میلادی، صلیبیها شهر قسطنطنیه را فتح و غارت کردند. کتابخانهها، کلیساها، بناهای تاریخی و گنجینههای بیزانس به تاراج رفت. بسیاری از مردم کشته یا بیخانمان شدند. این غارت یکی از تلخترین رخدادهای میان مسیحیان کاتولیک و ارتدوکس بود. در نتیجه این جنگ ، امپراتوری لاتین قسطنطنیه به جای امپراتوری بیزانس تأسیس شد ،کلیسای شرق (ارتدوکس) و غرب (کاتولیک) از هم دورتر شدند و مهم تر از همه اینکه بیزانس ضعیف شد و دیگر هیچگاه به قدرت گذشتهاش بازنگشت. این جنگ صلیبی بهجای مبارزه با مسلمانان، به جدایی همیشگی کلیساهای مسیحی انجامید و یکی از لکههای ننگین تاریخ صلیبیها شد.
کشتار آخرین مانویان در فرانسه بدست کلیسا
زنادقه شهر البی در جنوب فرانسه که عمدتاً به نام کاتارها شناخته میشدند، در قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی به دلیل عقایدشان که با تعالیم کلیسای کاتولیک تضاد داشت، مورد سرکوب شدید قرار گرفتند. این فرقه که تحت تأثیر آموزههای دوگانهگرایی (نیکی و بدی مطلق) قرار داشت، کلیسای کاتولیک را فاسد میدانست و بر پاکدامنی و پرهیزگاری تأکید داشت.
این جنگ به مدت دو دهه به طول انجامید و مناطق مختلف جنوب فرانسه از جمله بزیه، کارکاسون، تولوز و مونتسگور را دربر گرفت.
در کشتار بزیه ،ارتش صلیبیان شهر را محاصره کرد.وقتی فرماندهان صلیبی پرسیدند چگونه میتوان کاتارها را از مسیحیان کاتولیک تمایز داد، اسقف پاسخ داد: “همه را بکشید، خدا خود بندگانش را تشخیص خواهد داد” و در نتیجه، شهر به خاک و خون کشیده شد.
پس از شکست نظامی کاتارها، کلیسا سیستم تفتیش عقاید را در قرن ۱۳ میلادی به کار گرفت تا بازماندگان این فرقه را ردیابی و مجازات کند. افرادی که حاضر به ترک عقایدشان نمیشدند، تحت شکنجه و بازجویی قرار میگرفتند و در نهایت زنده در آتش سوزانده میشدند.
آخرین پایگاه مقاومت کاتارها در قلعه مونتسگور بود که در سال ۱۲۴۴ پس از محاصرهای طولانی سقوط کرد. در این زمان، بیش از ۲۰۰ نفر از کاتارها که حاضر به ترک ایمان خود نشدند، در یک آتشسوزی دستهجمعی زنده زنده سوزانده شدند.
تصويب منشور كبير يا مگنا کارتا در انگلستان (نوعی مشروطه )
منشور مگنا کارتا، پادشاه انگلستان را موظف به پذیرفتن حقوق مشخصی برای مردان آزاد تحت حکومتش، احترام به برخی رویههای قانونی مشخص، و پذیرفتن این موضوع که قدرت او توسط قانون محدود خواهد شد، مینمود. در این منشور، مقصود از «مردان آزاد»، اقلیتی از بارونها و فئودالهای زمیندار انگلستان بودهاست؛ این درحالیست که مردم عادی، رعایا و سرفها از حیطهٔ حقوقی این منشور خارج بودند. تا قرن هجده میلادی در میان مورخان چنین تصور میشد که منظور از این حقوق، دفاع از آزادیهای شخصی بودهاست. بخشی ازین اسطورهسازی مرهون استفادههای سیاسی بود که مبارزان آزادیخواه قرن ۱۷ (انگلستان) و قرن ۱۸ (ایالات متحده) برای پیشبرد پیکار خود علیه پادشاهی انگلستان بهاین منشور ارجاع میدادهاند. بااینحال مورخان عصر ویکتوریا انحصار حقوق منشور بزرگ به بارونها را افشا کردند.
پنجمین جنگ صلیبی به مدت ۴ سال و پیروزی ایوبیان مصر بر صلیبیان اروپایی
این جنگ بین صلیبیهای مجار، اتریشی و آلمانی در برابر ایوبیان مصر روی داد.
فرمانده ایوبیان در این زمان، الکامل ایوبی (برادرزاده صلاحالدین) بود که با تاکتیکهای هوشمندانه توانست ارتش صلیبی را با شرایط تحقیر امیزی از درون مصر بیرون براند.